
۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه
فراموش نکن تو خمینی هستی

یک منبع آگاه به خبرنگار رویداد گفت : «بیت حضرت امام (ره) نیز همگام با دیگر اقشار جامعه روز جمعه در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهند کرد تا انزجار خود را از هر گونه خودکامگی و تجاوز به حقوق انسانها نشان دهند.»
وی افزود: «گرچه این روزها برای یاران امام و انقلاب روزهای سختی است اما حضور بیت امام در کنار مردم و یاران صدیق انقلاب همچون هاشمی ، خاتمی ، موسوی و کروبی پیام روشنی به کسانی است که می خواهند خط امام و تفکر ایشان را از جامعه حذف نمایند.»
در سطح وسيع اطلاع رسانی کنیم
اگر خودمان را دوست داريم و می خواهيم روزهای بهتری برای آينده خود رقم بزنيم،
اگر نسبت به فرزندان خود احساس مسئوليت ميکنيم،
اگر نسبت به مردم و کشور خود احساس مسئوليت داريم،
اگر می خواهيم تمام آن شور و انرژی برای تغيير به هدر نرفته باشد و خون دوستان سبزمان ، ندا، سهراب، اشکان، امير ، محسن ، ترانه، سعيده و ............ ......ده ها نفر ديگر پايمال نشود
و اگر می خواهيم که حق تمام زجر ديدگان و شکنجه شدگان زندانهای حکومتی را بگيريم و از احتمال اينکه همين بلا ها هم به سرخودمان بيايد پيشگيری کرده باشيم
و درنهايت باز اگر خودمان را دوست داريم و برای خود ارزش قائليم و خود را شايسته شرايط بهتری ميدانيم
بايد اهميت شرکت در راه پيمایی روز قدس را درک کرده و بهمگان گوشزد کنيم. بدانيم که اهميت حضور ما در اين روز مهمتر از حضورمان در روز رای گيری است و مهمتر از حضور در راه پيمایی 25 خرداد است. اگر نياييم و اگر نباشيم به خود و تمام خواسته هايمان پشت کرده ايم. حضور ما تمام حضورهای پيشين ما را پرمعنا و نتيجه بخش می کند و عدم حضورمان به مضحکه گرفتن خودمان و باورهايمان است.
بايد همگی در راه پيمایی روز قدس شرکت کنيم و هرکه را که ميشناسيم به شرکت در آن تشويق و همراهی کنيم
وعده ما آخرين جمعه ماه رمضان 27 شهريور در حمايت از جنبش سبز.
قدس 88 تكرار عاشوراي 57

مسیر ها :
۱: مسجد امام حسین (ع) میدان امام حسین، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران-
۲: مسجد جامع ابوذر، میدان ابوذر، خیابان ابوذر، خیابان شهید برادران حسنی (قلعه مرغی)، خیابان قزوین، خیابان کارگر، میدان انقلاب، دانشگاه تهران-
۳: مسجد دارالسلام، میدان منیریه، خیابان ولیعصر (عج)، خیابان انقلاب، دانشگاه تهران -
۴: مسجد امام زمان (عج)، خیابان آزادی، تقاطع خیابان بهبودی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران- ۵: مسجد حضرت ابوالفضل (ع)، میدان توحید، خیابان توحید، خیابان آزادی، میدان انقلاب، دانشگاه تهران-
۶: مسجد نور، میدان جهاد، خیابان دکتر فاطمی، خیابان فلسطین، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران ۷: مسجد الجواد (ع)، میدان هفتم تیر، خیابان کریم خان، میدان ولی عصر (عج)، بلوار کشاورز، دانشگاه تهران
شبنامه ای که دیروز در سمنان پخش شد
این شبنامه دیروز در سطح شهر سمنان پخش شد.منم گفتم چندتا عکس ازش بگیرم و از بچه ها تشکر کنم.این جور حرکت ها کمک فراوانی به اتحاد بچه ها می تونه بکنه و بچه ها رو یک دل و یک صدا کنه با تشکر از بچه های سبز سمنان که با همه ی سختی ها زحمت این شب نامه رو کشیدند.به امید تحرکات بزرگتر و همبستگی بیشتر.
متن شبنامه:برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عید های شما همه عزا شده است.روز قدس روز سبز مردم ایران مبارک.
فراخوان دیوار نویسی فوری برای 26 شهریور
ببخشید که این قدر دیر گذاشتم .هر کی می خواد با ما همکاری کنه هر چه زودتر به ما ایمیل بزنه،این کار باید تا قبل از روز قدس انجام بشه.برای توضیحات بیشتر به ما ایمیل بزنید.هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
یا حق
۱۳۸۸ شهریور ۲۴, سهشنبه
حضور موسوی و کروبی و خاتمی در راهپیمایی روز قدس

در پی تماس ها و سوال های انجام گرفته در مورد تظاهرات روز قدس امسال دفتر مهندس موسوی با اعلام این که روز قدس یادگار گرانقدر امام خمینی و روز مستضعفان و اسلام است اعلام کرد که وی همراه با سایر مردم در تظاهرات روز قدس شرکت خواهد داشت.
http://www.rouydadnews.com/pages/204.phpدفتر مهندس موسوی: میر حسین موسوی در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهند کرد
به گزارش خبرنگار کلمه دفتر مهندس موسوی اعلام کرد که وی به مانند سال های گذشته در راهپیمایی روز قدس شرکت می کند.
در پی تماس ها و سوال های انجام گرفته در مورد تظاهرات روز قدس امسال دفتر مهندس موسوی با اعلام این که روز قدس یادگار گرانقدر امام خمینی و روز مستضعفان و اسلام است اعلام کرد که وی همراه با سایر مردم در تظاهرات روز قدس شرکت خواهد داشت
http://www.kaleme.com/pages/331.phpخبر مهم - میرحسین هم روز قدس میآید
یک منبع نزدیک به میرحسین موسوی به «موج سبز آزادی» خبر داد که او گفته است در راهپیمایی روز قدس حاضر خواهد شد و با مردم سبز در اعتراض به خشونتطلبان و سرکوبگران همراهی خواهد کرد.
به گفتهی این منبع موثق، به احتمال زیاد میرحسین به زودی بیانیهای را نیز با موضوع دعوت از مردم برای شرکت در راهپیمایی روز قدس منتشر خواهد کرد.
منبع: http://www.mowjcamp.org/article/id/31238
کروبی قهرمان به بخشی از تهدیداتش عمل کرد
رسوایی تازه برای قوه قضاییه با انتشار فیلم مستند از قربانی تجاوز:
در این مصاحبه که امروز در سایت رضا علامه زده منتشر شده شاهد مهدی کروبی که مخفی شده از وضعیت خود میگوید. این سند موثق را منتشر کنیم و برای دوستان خود بفرستیم. افشا شدن این موضوع سنگینترین ضربه را به رژیم کثیف و دیکتاتوری میزند.
مطمئنا با پیگیری جدی این جنایت بزرگ امکان بررسی آن در مجامع بین المللی و محاکمه رهبران ایران به خاطر جنایت علیه بشریت فراهم میشود. تا روزی که جانیان کثیف به خاطر این جنایت محاکمه نشود سکوت نمیکنیم.
!!
لینک سایت:
http://reza.malakut.org/2009/09/post_469.html
لینک دانلود از یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=GhKs4lZBkyE&feature=player_embedded
اگه باز نمیشه از ف ی ل ت ر ش ک ن استفاده کنید و اگه میخاید این فیلم رو برای استفاده در موبایل و بدون فیلتر دانلود کنید لینکش اینه:
http://rapidshare.com/files/279813005/tajavoz.3gp.html
از طریق آدرسهای زیر میتوانید به سایت های فیس بوک و توییتر و, یوتیوب را بدون فیلتر باز کنید.....مهر ورزید به دست هم میهنان برسونید

روی تکه کاغذی بنویسیم و اتوبوبس و تاکسی ..هر اماکن عمومی روی صندلی بزاریم و بریم .
روش های ورود به سایت های فیس بوک و توییتر و, یوتیوب در صورت بلوکه شدن
فیس بوک :
http://ms-my.facebook.com/
http://m.facebook.com/
http://www.www.www.faceboo
http://www.www.facebook.co
توییتر :
https://twitter.com/home
http://m.twitter.com/login
http://www.twittergadget.c
http://twitthis.com/ برای توییت لینک هایتان
به روز رسانی :
امروز چند تا آدرس برای فیس بوک و توییتر پیدا کردم که اگر دوباره فیل ت ر نشن جواب می دهد :
فیس بوک :
http://x.facebook.com
http://lite.facebook.com
توییتر :
http://www.accessibletwitt
یوتیوب :
http://64.15.120.233
بالاترین :
bala1.rr.nu
balatarin.pass.as
balatarin1388.rr.nu
balataarin.rr.nu
khabar.ugly.as
nikoo.assexy.as
drbest.athersite.com
balatarin-ok.rr.nu
بخش بالاترین به روز شد
از طریق آدرسهای زیر میتوانید یوتیوب را بدون فیلتر باز کنید.
این دو ادرس ذیل را بجای .www.youtube.com
Youtube1.info
یا
64.15.120.233
یا
www.youtube.pass.as
مهر ورزید به دست همیهنان برسونید
روی تکه کاغذی بنویسیم و اتوبوبس و تاکسی ..هر اماکن عمومی روی صندلی بزاریم و بریم
۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه
نامه سرگشاده مهدی کروبی عزیز به ملت ایران:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و تاریخ ساز ایران
آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مباد که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟
طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.
نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.
بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاستبازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.
آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستیم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.
گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.
و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.
بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.
سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!
سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!
اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند “شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم”. گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!
سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.
دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به سعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.
این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.
در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.
بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مباد درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.
درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:
در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخنانی که فاعل در هنگام تجاوز برزبان می آورده، نیز نشده است.
نویسندگان شتابزده این گزارش مدعی شده اند که اینجانب هیچ مدرک و سندی مبنی بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پیش از نوشتن نامه ام به رئیس مجمع تشخیص دردست نداشته ام. یاللعجب که آقایان از زبان ما سخن می گویند و برای خود می برند و می دوزند. مهدی کروبی آنگاهی نامه به رئیس مجمع تشخیص نوشت که بسیاری چهره های موجه به او مراجعه کرده و برخی بازداشت شدگان نیز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و دیگران گذشته بود خون گریستند. اگرچه این چهره ها شجاعت بسیار به خرج دادند که در سیلاب تهدیدها و فحاشی ها و در میانه ارعاب های گسترده حاضر شدند نزد فرد بی پناهی همچون مهدی کروبی بیایند و من همینجا شجاعت آنها را می ستایم.
در حالی که در این گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.
البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.
کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.
مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها “خر ما از کرگی دم نداشت”. این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.
وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.
هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاری های خود در این خصوص را در همینجا پایان می دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.
والله اعلم بالذات الامور
مهدی کروبی
۲۳/۶/۱۳۸۸
۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه
در احیای جبهه ی اصلاح طلبان تهران در 23 رمضان

در بخشی از اظهارات وی آمده است:
یكی از دوستان میگفت با نهجالبلاغه انقلاب كردیم، حال برخی با مفاتیح میخواهند مملكت را اداره كنند.
علی(ع) گفت اگر تمام جهان را به من بدهند تا دانهای را به ظلم از دهان موری بگیرم، والله نمیپذیرم. اینها هشدار است، تعارف نیست، افسانه نیست. اینها دستور حكومتداری از سوی علی(ع)، میزان عدالت است.
این آقای مداحی كه با كمال بی شرمی دهانش را در مجالس مذهبی تهران باز میكند و بوی جهنم از دهانش به اهل آسمان میرسد و موسوی و كروبی و مردم را لعن میكند، علی(ع) كه قسیم النار و الجنه است در همین دنیا جلوی او را خواهد گرفت. قرآن میفرماید كه كوردلان این جهان، در آخرت هم كور محشور خواهند شد.
علی(ع) میفرماید به خدا قسم اگر شبانگاه بر روی خار آرام گیرم و با زنجیر مرا بر روی خارها بكشند برای من بهتر است از اینكه ظلمی بر كسی روا كرده باشم و یا بر مقامی به ظلم و بدون صلاحیت نشسته باشم. غاصب، فقط غاصب فدك نیست، در تمام تاریخ هر كس بر مقامی بدون صلاحیت بنشیند غاصب و ملعون است.
حكومت اسلامی باید گوشش برای شنیدن حرف مردم باز باشد. علی(ع) به جناب مالكاشتر میفرماید بدترین برادرانت كسی است كه عیبت را میبیند و دم نمیزند. امام صادق(ع) بهترین برادر من كسی است كه عیب مرا برایم هدیه آورد. باید بر دهان متملق خاك بپاشید. علی(ع) میگوید آنطور كه با مستكبران صحبت میشود مرا خطاب قرار ندهید.
علی(ع) از درد زهر شمشیر آن ملعون بر خود میپیچید و نگران سرنوشت قاتل خود بود، نگران خوراكش بود، نگران كسی كه پیامبر او را شقیترین از اول تا آخر تاریخ میدانسته است. حكومت اسلامی ارزشش به همینهاست و گرنه به تعبیر امیرالمومنین(ع) حكومت از روده خوك بیارزشتر است.
بنده كسی هستم كه همانطور كه امام خمینی گفت حفظ نظام اسلامی رو از اوجب واجبات میدانم. قانون اساسی و وصیتنامه امام خمینی برای بنده شرط است كه به همان هم استناد میكنم.
رهبری در جمع دانشجویان در سال گذشته اظهار داشتند كه حتی انتقاد از شخص رهبر، در معنی ضدیت با ولایت فقیه نیست. ما خواهان اجرای همین بخشهای مغفول از قانون اساسی هستیم.
روزنامه دولتی این كشور، روزنامهای كه از پول نفت، از پول بنده و شما اداره میشود میگوید كه "محمد موسوی خوئینیها در برهههای گوناگون عناد و دشمنی خود را با نظام جمهوری اسلامی نشان داده و از هیچ فرصتی دریغ نكرده است" دروغ به بلندی این برج میلاد برای چه؟ دادستان كل كشور، كسی كه هنوز جای شكنجه رژیم گذشته بر بدن وی وجود دارد، وی كه در حساسترین موقعیتهای این مملكت مورد تایید امام خمینی بوده است.
این برادر نظامی به چه حقی به آقای خاتمی، رئیس جمهور این مملكت تهمت میزند؟ در قانون شنود منع شده است. چگونه به این راحتی و با افتخار ادعا میشود كه اطلاعاتی را از شنود به دست آوردهاند. امام خمینی در سال 61 در آن بحران ترور با هرگونه شنود، بازداشت و ورود به حریم مردم بدون حكم قاضی مخالف بود.
نظام اسلامی مجموعهای از ارزشهاست كه اگر ارزشهایش حفظ شود مقدس است و گرنه در جامعهای كه ضعیف در آن نتواند حقش را بگیرد چه تقدسی دارد؟ ما در درون نظام هستیم و خواهان اصلاح آن هستیم. باید جلوی این تهمتها، این مصیبتها گرفته شود. معنی ندارد كه عدهای چنین مصونیت پیدا كنند كه به آقای موسوی بگویند كه وی 30 سال منافق بوده است. آیا این تهمتها به آقای كروبی به نفع نظام است؟
بنده به شدت به وجود یك جریان برانداز در درون نظام مشكوك هستم. براندازی این است كه جمهوری اسلامی در جهان به عنوان نظامی ظالم، خشن و مخالف گفتمان معرفی بشود. اینهاست كه پایههای نظام را میلرزاند و آن را از درون میپوساند و گرنه دهها برابر تبلیغات منفی دشمن در زمان امام خمینی وجود داشت ولی كسی باور نمیكرد.
علیه تمام بزرگان نظام در حال لجن پراكنی هستند، علیه آقای موسوی، علیه آقای خاتمی، علیه آقای ری شهری، علیه آقای واعظ طبسی، علیه آقای امامی كاشانی، علیه مراجع در حال اتهام زنی و لجن پراكنی هستند. چطور سی سال مسئولین این مملكت همه خائن درآمدهاند؟ اینها براندازی نیست؟ اینها پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ عدهای چاپلوس و تازه به دوران رسیده و مجهول الهویه در حال از بین بردن بنیان این كشور هستند.
ما خواستار اصلاح درون نظام و آزادی زندانیان و آزادی بیان در روزنامهها و صداوسیما هستیم.
۱۳۸۸ شهریور ۲۱, شنبه
خواهش می کنم مطالعه کنید....................
مروري بر زندگي و فعاليت هاي دکتر مصطفي کواکبيان خانواده مرحوم حاج ملاحاجي کواکبيان از جمله خانواده هاي متدين محله جهاديه شهر سمنان ، پس از احمد و محمود و ابوالقاسم و محمد، نام «مصطفي» را براي پنجمين فرزند پسر خود در اسفند ماه سال 1341 برگزيد و بدين گونه فضاي مذهبي خانواده مذکور، از همان دوران کودکي «مصطفي» را به فرهنگ اسلامي علاقه مند و آشنا ساخت.مصطفي دوره ابتدايي را در دبستان بوعلي سينا و مقطع راهنمايي را در مدرسه آيت الله کاشاني گذراند و ديپلم رياضي فيزيک خود را در سال 1359 در دبيرستان دکتر شريعتي سمنان اخذ نمود.وي در سال 1361 ازدواج کرد و هم اکنون صاحب دو فرزند به نام هاي فاطمه و مجيد مي باشد.
از تاسيس گروه دارالخمينيون تا مسووليت حزب جمهوري اسلامي استان سمنان
پرورش در خانواده مذهبي و کارگري مصطفي کواکبيان را به همراهي با مردم حق طلب آن روزگار در رويارويي با رژيم ستم شاهي فراخواند و علي رغم کمي سن در بسياري از حرکت هاي انقلابي نقش موثري ايفا نمود و هدايت و تنظيم شعارهاي انقلابي مردم را در اکثر تظاهرات ضد استبدادي شهر سمنان بر عهده داشت. او قبل از پيروزي انقلاب اسلامي 3 بار توسط عمال رژيم مستبد شاهنشاهي بازداشت شد و مورد ضرب و شتم زيادي قرار گرفت که البته به دليل کمي سن پرونده وي به دادگاه اطفال منتقل گرديده و مختومه اعلام گرديد.مصطفي کواکبيان پس از پيروزي شکوهمند ملت غيور ايران بر حکومت جبار پهلوي همگام با مردم انقلابي به عنوان مسوول انجمن اسلامي دبيرستان دکتر شريعتي سمنان، در راه تثبيت انقلاب و نظام اسلامي گام برداشت کما اينکه تاسيس تشکيلات «الخمينيون» که بسياري از اعضاي هسته اوليه آن به مقام رفيع شهادت نايل آمده اند (آن هم قبل از تشکيل سپاه، کميته و حزب) يکي ديگر از فعاليت هاي ايشان در همين راستا بوده است. مصطفي کواکبيان به دنبال کار تشکيلاتي در انجمن اسلامي دبيرستان شريعتي و گروه «الخمينيون» و با اعتقاد به ضرورت تشکل هاي اسلامي در طول سال هاي 1359 تا 1361 به عنوان قائم مقام دبير حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان فعاليت هاي عمده و موثري در راستاي اهداف و آرمانهاي والاي انقلاب شکوهمند ملت ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) انجام داد.در خاطره بسياري از مردم ايران باقي است که حزب جمهوري اسلامي در اين دوران در معرض بيشترين حملات و تهمت هاي مخالفان انقلاب قرار داشت و شخصيت ارزشمندي همچون شهيد آيت الله دکتر بهشتي قدس سره در راس چنين تشکيلاتي سمبلي از مقاومت و سعه صدر بود. دکتر بهشتي آموزگاري بلند مرتبه و تاثيرگذار براي دوستداران انقلاب به شمار مي رفت که مصطفي کواکبيان افتخار تلمذ از خرمن عظيم آموزه هاي آن بزرگوار را در جريان کلاس هاي درس مواضع حزب داشت. دو خاطره در دست گرفتن عکس آيت ا... دکتر بهشتي در استاديوم تختي سمنان در مقابل سخنراني صدر با حضور بيش از ده هزار جمعيت و فرياد شعار «خميني بت شکن، بت جديد را بشکن» در حسينيه جماران در ملاقات با امام خميني (ره) در اذهان بسياري از شهروندان سمناني باقي است.
حضور مستمر در عرصه ايثارگري و جنگ تحميلي
حضور مکرر مصطفي کواکبيان در جبهه هاي ايثار و شهادت آن هم به فاصله 20 روز پس از شروع جنگ تحميلي در کنار خيل عظيم نيروهاي مردمي و شرکت در عمليات مختلف حتي در زمان تحصيل در دانشگاه نشان از همگامي ايشان با مردم حقيقت جوي ايران در راه حفظ استقلال کشور و حراست از دستاوردهاي انقلاب داشت. شهادت برادر بزرگوارشان «شهيد محمد کواکبيان»، برادر همسر ايشان «شهيد عباس يزدي فر» و بسياري از وابستگان نزديک و مجروح و جانباز شدن خود ايشان در عمليات فتح المبين از افتخاراتي است که در راستاي حفظ دستاوردهاي نظام اسلام نصيب وي گرديده است.
فراگيري تحصيلات عاليه دانشگاهي و حوزوي
مصطفي کواکبيان در سال 1361 در ادامه فعاليت هاي سياسي جامعه آن روز علاقه و تمايل دانشگاهي خود را به رشته علوم سياسي با انصراف از ادامه تحصيل در رشته هاي دندانپزشکي و علوم قضايي نشان داد و وارد دانشگاه امام صادق (ع) گرديد. وي در طول 7 سال تحصيلي در اين دانشگاه ، علاوه بر فراگيري علوم دانشگاهي ، بخشي از دروس حوزوي را نيز فراگرفت و اين دروس را تا پايان مرحله سطح نزد آيت الله سيدرضي شيرازي در مسجد شفا تهران به اتمام رساند و همواره مورد توجه اساتيد برجسته علوم حوزوي و دانشگاهي بود. وي در سال 1369 در مقطع دکتري در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شد و در سال 1376 با راهنمايي و مشارکت اساتيدي همچون آيت الله عميد زنجاني ، مهندس ميرحسين موسوي و ... موفق به اخذ مدرک دکتري علوم سياسي با درجه عالي گرديد.
آشنايي با امور اداري و اجرايي
از ديگر افتخارات دکتر کواکبيان کسب تجربه از نخست وزير محبوب 8 سال حماسه دوران دفاع مقدس جناب مهندس ميرحسين موسوي بوده است. وي در سال 1367 وارد نخست وزيري شد و به عنوان معاون دفتر ارتباط نخست وزير با ائمه جمعه سراسر کشور مشغول به کار شد و در سال هاي 1368 تا 1370 در دفتر مهندس ميرحسين موسوي به عنوان کارشناس و مشاور سياسي دفتر ايشان نسبت به امور اداري و اجرايي کشور وقوف لازم و آشنايي کافي به دست آورد.
سفرهاي تبليغي به خارج از کشور
تحقيق و پژوهش و نگارش يافته هاي علمي در زمينه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي و ارائه آن در کنگره هاي علمي از برجسته ترين ويژگي هاي دکتر کواکبيان در طول سال هاي اخير بوده است. سرپرستي مرکز مطالعه و توسعه آموزش دانشگاه شاهد و عضويت در گروه سياست پژوهشگاه انديشه و مطالعات اسلامي و مسووليت کميته علمي سمينار راه هاي تامين و توسعه بينش سياسي نسل جوان ، رياست کميته انديشه سياسي در اسلام در دانشگاه علامه طباطبايي و ايراد ده ها سخنراني و ارائه مقاله در کنفرانس هاي مهم بين المللي و داخلي، نمونه اي از زندگي علمي ايشان بوده است.سخنراني و ارائه مقالاتي همچون «همبستگي دين و سياست از ديدگاه امام خميني(ره)»، «تاثير فرهنگ عاشورا بر انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني (ره)»، «جنگ فقر و غنا از ديدگاه امام خميني (ره)»، «نقش تربيت در سياست از ديدگاه امام خميني(ره)»، «امام خميني(ره) و احياي تفکر ديني»، و امثال اينها در کنگره هاي بين المللي که از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) برگزار شده است و حاصل آن در کتاب هفت قطره از جاري زلال انديشه هاي امام خميني (ره) منتشر شده است، سخنراني در سمينار «دين و دموکراسي» که از سوي دانشگاه علوم پزشکي مازندران برپا شده بود، سخنراني تحت عنوان تاثير راي مردم در نهج البلاغه در کنگره امام علي (ع)، سخنراني در همايش «جمهوريت و انقلاب اسلامي» و ارائه مقاله در همايش «چيستي گفت وگوي تمدن ها» که از سوي سازمان مدارک فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شده بود، و شرکت در ميزدگردهاي سياسي صدا وسيما تحت عنوان «با انتخابات» (در سال 75)، «در گستره سياست» (در سالهاي 84 و 85 و 86) و بررسي حقوق بشر از ديدگاه اسلام (به زبان عربي در سال 78) از جمله فعاليت هاي علمي و پژوهشي ايشان بوده است که برخي از اين تلاش هاي علمي از سوي بزرگان و انديشمندان همچون آيت الله موسوي اردبيلي، آيت الله جوادي آملي و آيت ا... مهدوي کني مورد تقدير و تشويق قرار گرفته است. دکتر کواکبيان در بهمن 1373 در گردهمايي علمي ولايت فقيه که از سوي دبيرخانه مجلس خبرگان با حضور برخي فقها و اعضاي مجلس خبرگان در قم برگزار شده بود مباحث تحقيقي و علمي خويش را در کميسيون «انتخاب يا انتصاب» ارائه نمود که از سوي آيت الله اميني نائب رئيس مجلس خبرگان تقديرنامه و جوايزي دريافت داشته است. شايان ذکر است ده مقاله پژوهشي و علمي دکتر کواکبيان به صورت کتاب تحت عنوان «موانع مردم سالاري در ايران» در سال 1386 از سوي موسسه انتشاراتي پازينه چاپ و منتشر شده است.دکتر کواکبيان علاوه بر تربيت دانشجويان دوره دکتري و کارشناسي ارشد تاکنون هدايت، راهنمايي، مشاوره و داوري بيش از 50 پايان نامه را برعهده داشته است. وي در سال 1385 با جمعي از اساتيد دانشگاهي شهرستان سمنان موسسه آموزش عالي غيردولتي «فضيلت» را راه اندازي کرد که هم اکنون دانشگاه فضيلت با حدود 450 دانشجو در چهار رشته کارشناسي و کارداني مشغول تربيت دانشجويان است.کما اينکه ايشان هم اکنون دبيري مجمع موسسات آموزش عالي استان را بر عهده دارد.
حضور فعال در عرصه سياست و تاسيس حزب مردم سالاري
دکتر کواکبيان پس از حضور چشمگير در حزب جمهوري اسلامي در استان سمنان در سال هاي 59 و 60 و شاخه دانشجويي اين حزب در دفتر مرکزي تهران در سال هاي 62 و 63 در سال 1368 انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه امام صادق (ع) را به همراه عدهاي از فارغ التحصيلان اين دانشگاه تاسيس نمود. اين انجمن با دبيري ايشان تا سال 1375 فعال بود.تجربه فعاليت تشکيلاتي از آغاز انقلاب و حضور مستمر در عرصه سياست و نقد و تامل در اين امور و نيز آشنايي ديرينه با شخص جناب آقاي خاتمي زمينه اي گرديد تا در مقطع دوم خرداد سال 76 همگام و همراه با اقبال گسترده ملت رشيد ايران به برنامه هاي اصلاحي ايشان دکتر کواکبيان نيز به اتفاق جمعي از دوستداران آقاي خاتمي مسووليت ستاد تبليغات انتخاباتي ايشان را در سطح استان سمنان بر عهده گيرد. نقش موثر و محوري ايشان درهماهنگي امور اين ستاد به خصوص در جريان سفرآقاي خاتمي به استان سمنان در 30 ارديبهشت ماه 1376 خاطره اي به ياد ماندني در اذهان مردم اين خطه کويري است.دکتر کواکبيان پس از حماسه دوم خرداد و پيروزي تفکر اصلاح طلب و قانون مدار علي رغم پيشنهادهاي متعدد از پذيرش هر گونه مسووليت اجرايي امتناع ورزيد و در جهت تحقق شعارهاي برخاسته از دوم خرداد باهمدلي و همراهي ياران خاتمي به تاسيس و ساماندهي تشکل مدافعين پيام دوم خرداد که اعضاي اوليه آن مجموعه اي از اعضاي ستادهاي سابق آقاي خاتمي در شهرهاي مختلف استان سمنان بودند. تشکل مذکور جزو اولين احزاب دوم خردادي بود که پروانه فعاليت و مجوز رسمي از کميسيون ماده 10 احزاب وزارت کشور دريافت نمود. تشکل مدافعين پيام دوم خرداد که در کنگره اول خويش نام حزب مردم سالاري را براي خود برگزيد، در راستاي حفظ دستاوردهاي گرانسنگ دوم خرداد با برپايي جلسات متعدد تفسير آيات سياسي قرآن کريم توسط دکتر کواکبيان ، سخنراني ها و ميزگردهاي سياسي با حضور شخصيت هاي ممتاز کشوري، برگزاري مراسم گراميداشت اولين و دومين سالگرد حماسه دوم خرداد و انتشار بيانيه ها و اعلام مواضع به موقع و صريح در خصوص وقايع روز جامعه، اولين قدم ها را در راه ايجاد فرهنگ تحزب و تکثرگرايي در شهر استان سمنان برداشته است. اين تشکل در انتخابات مجلس خبرگان رهبري با حمايت از مرحوم آيت ا... عالمي و در انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستاي اول با حمايت از نامزدهاي اصلاح طلب در سطح استان به طور گسترده و موثر وارد عمل شد و علي رغم محدوديت هاي عديده و بضاعت بسيار کم مالي و اجرايي همواره بر مردم شريف و معتقد به آرمان هاي انقلاب اسلامي و اصول اصلاح طلبانه متکي بوده و براي ايجاد جامعه اي چند صدايي و زنده و با نشاط تلاش جدي نموده است.دکتر کواکبيان با ورود و حضور پررنگ در حزب همبستگي ايران اسلامي، مراتب ترقي و پيشرفت را دراين حزب به سرعت پيمود و در سال 78 و در اولين کنگره سراسري حزب به عنوان عضو شوراي عالي و سپس از سوي شوراي عالي به عنوان عضو شوراي رهبري و معاون اجرايي دبير کل در سطح وسيع به کار سياسي پرداخته است و تلاش ويژهاي را به عنوان نماينده اين حزب در ستاد هماهنگي انتخاباتي جبهه دوم خرداد جهت ايجاد هماهنگي بين 18 گروه و حزب سياسي طرفدار آقاي خاتمي در انتخابات مجلس ششم به عمل آورده. شايان ذکر است حزب همبستگي ايران اسلامي به عنوان قويترين فراکسيون مجلس شوراي اسلامي طرح هاي زيادي را ارائه داد که در برخي از اين طرحها، دکتر کواکبيان نقش اساسي داشته است. رياست شوراي منطقه اي جبهه مشارکت ايران اسلامي در استان سمنان از بدو تاسيس تا سال 1378 از ديگر فعاليت هاي دکتر کواکبيان در عرصه سياست به شمار مي رود. تاسيس خانه احزاب ايران و عضويت در اولين شوراي مرکزي آن از جمله افتخارات کارنامه سياسي دبير کل حزب مردم سالاري مي باشد. حزبي که تاکنون به صورت منظم 6 کنگره را برگزار کرده است.
اما در انتخابات 22 خرداد به عنوان رئیس ستاد مؤتلفه مردمی میر حسین همواره حامی موسوی بود.مناظره ایشان با حمید رسایی و روح ا... حسینیان (از هواداران دیکتاتور بزرگ) بسیار با ارزش و قابل توجه است.صحبتهای ایشان در مخالفت با وزراء پیشنهادی قابل تأمل و درک والای دکتر است.
در حالی که اصلاحات به آقای کواکبیان افتخار میکند ما چه کردیم برایش؟ جز این است که در هر نوبت از جلسات پرسش و پاسخ دکتر باید شاهد خرابکاری های گله ای بسیجی باشیم؟ آدم از اینکه مشتی از افراد بی سواد که افتخارشان پوشیدن شلوار های خاکی و چفیه است( که بعد ازجنگ حرمتشان شکست) و کمتر ذره ای از دیانت و سیاست سر در نمی آورند و به نماینده شهرمان هتاکی میکنند به خدا آتش می گیرد. دکتر تو مارا ببخش . تو این جفاها را نبین.مطمئن باش تا انتها پشتت ایستاده ایم.
۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه
سلام با کمی تاخیر....

می خوام درباره ی یکی از مراسم هایی که در سمنان چند روز پیش اجرا شد بگم.
متاسفانه یکی از کارمندان عزیز روزنامه پیام چند روز پیش سکته کرد و دار فانی را وداع گفت.زن خوب و مهربانی بود من او را می شناختم و با او صحبت داشتم.جوان بودند و دارای دو فرزند یکی 3 ساله و یکی 4 ماه اگه اشتباه نکنم.این خبرو دادم تا همه اولا برای خانم راحله سیستانی یک فاتحه بفرستیم و دوما اینکه در مراسمی که برای بزرگداشت این عزیز برگزار شد نماینده ی سمنان آقای مصطفی کواکبیان هم آمدند و با تجلیل از این عزیز حرفایی درباره ی دنیای فانی که ما در آن هستیم ایراد کردند ایشان با اشاره به اینکه در این دنیا چند صباحی بیشتر نیستیم و همه باید بدانند که هر کاری که میکنند باید جوابگو باشند از قرآن و احادیث برای مدعوین حرف زدند و بعد حرفهای خود را به دولت کشاندند و از نگرانی هایشان.ایشان گفتند هر روز برای من نامه های زیادی از طرف مردم برای من می آید و از فقر و بذاعت خود میگویند من از ته دل ناراحت و متاسف میشوم اما کاری نمی توانم برایشان انجام بدهم و اگر هم انتظار دارید که دولت به شما کمک کنه باید بدانید اگر دولت می توانست خودش را درست میکرد!آقای کواکبیان به موضع تند خود تا آخر حرفهایش ادامه داد و از دولت و کارکردهایش به شدت انتقاد کرد.و از حق مردم ایران دفاع کرد.
من این مراسم را از دوستم که ایشان نیز یکی از دوستان نزدیک این مرحومه بود شنیدم خودم هم در سمنان نبودم و گرنه خاطر ایشان برایم عزیز بود و دلم می خواست در آن جا حضور داشته باشم.
این مطلب را گفتم تا همه بار دیگر با مواضع آقای کواکبیان آشنا بشویم و ایشان را در این راه تنها نگذاریم واقعا وقتی دوستم تمام حرفهای ایشان را به من گفت افتخار کردم به نماینده ی شهرم و خوشحالم که نماینده ی شهرم مثل بعضی از نماینده ها مطاع این دنیا را بر مطاع اون دنیا ترجیح نداده است.درود بر این همشهری عزیز!

بدون شرح..................

این مفسر قرآن با لحن خاص خود از برخی اقدامات كه پیش از نمازجمعه یا پس از آن انجام می شود یا خطبه هایی كه باعث تحریك می شود، انتقاد و اظهار كرد كه اینها با خواسته قرآن از نماز جمعه سازگار نیست.
قرائتی با انتقاد از برخی امامان جمعه كه از این تریبون برای محكوم كردن دیگران استفاده می كنند، گفت: اگر كسی خطایی كرده و جرمی مرتكب شده، مملكت قوه قضاییه دارد و باید محاكمه شود و حتی اگر لازم است، طبق قانون اعدام شود، اما نماز جمعه باید آرامش بخش باشد و جای این گونه محكوم كردن ها نمازجمعه نیست.
وی افزود: وقتی من در نمازجمعه یكی از شهرها شركت كردم و امام جمعه برخی مطالب را در خطبه گفت، احتیاط كردم و برگشتم.
وی همچنین با اشاره به حرمت مومن، انتشار همه گونه مطالب در رسانه ها و ریختن آبروی افراد را ناشی از عدم توجه به معاد دانست و گفت: چند روز پیش جملاتی را هم به من نسبت دادند كه من آن گونه نگفته بودم و گفتم نوارش را بیاورید.
گفتنی است اخیرا ایرنا از قول حجت الاسلام قرائتی نوشته بود: كسانی كه در اغتشاشات انتخابات اخیر شركت كردند مشكل تعلیم نداشتند بلكه مشكل اساسی آنها تربیت بوده است.
تاریخ به قتل می رسد

سلامی به گرمی روزای سمنانمون.امروز یجوری بودم.نه خوب نه بد.میخواستم تو این شبهای قدر چیزی از سیاست ننویسم.بیخیال سیاست بشم.یکم تو خودم باشم.ما بی دینا که کلهم چند رووز تو سال بیشتر که آدم نیستیم.اما ...........اما دلم رضا نداد. گوشیم رو برداشتم یک note جدید باز کردمشروع کردم نوشتن.نمی دونستم از چی بنویسم.راجع به چی باشه؟!گفتم هرچه پیش آید خوش آید.امیدوارم خوب شده باشه.راستی تا یادم نرفته برا ما دعا کنین تو این شبای عزیز.
- تاریخ به قتل می رسد:
اوضاع و احوال کشور در این چند ماه اخیر به هم ریخته است.مسائل بیان شده در مناظره ها , 22 خرداد برگزاری انتخابات زمانی که قرار بود نمودار احوالات مملکت از شیب منفی به شیب مثبت بگراید و حوادثبعد از آن.اینها 3بخش رخدادهای ایران بود در این مدت.اما نتیجه چه بود؟برای ایران چه اتفاقی افتاد؟ با تاریخ ایران چه کردیم؟
بر گردیم به گذشته به انقلاب 57.مردی از جنس مردم آمد. پایان داد به باج دهی های رژیم به بیگانگان.مردم یک دل بودند.با این حال استسمارگران به فعالیت های پنهانی خود ادامه دادند.در این بین عده ای دانشجو در سر مستی پیروزی انقلاب غرق نشدند.به دنبال کسب قدرت نبودند.هدفشان خدایی بود.13 آبان خبری در شهر پیچید.لانه جاسوسی به دست آن دانشجویان تسخیر شد.حالا دیگر مملکت به آنها افتخار میکرد.حزبی تشکیل دادند به نام جهبه مشارکت.
جهت مبارزه با گروه های مجاهدین خلق نیز 7 گروه مردمی با هم متحد شدند.اتحاد این ها تشکیل حزب مجاهدین انقلاب اسلامی را موجب شد.
از خدمت های شهیدان شاهد بهشتی , مطهری, رجائی , طالقانی ,هاشمی و خاتمی و.............خود میدانید.
30 سال از انقلاب گذشته است.چه کرده ایم که خبر خروج بیت امام بنیان گذار این انقلاب از کشورهر روز به گوش می رسد.موسوی به بیگانگان وابسته است.خاتمی خائن است.هاشمی دزدی کرده.با خانواده بهشتی چه کردیم؟حق آنها زندانی شدن به خاطر احقاق حقوق مردم است؟خانواده طالقانی چطور؟مراسم یادبودش باید در خفا و با تدابیر شدید امنیتی برگزار شود؟ تکلیف احزاب مشارکت سازمان مجاهدین خلق و کار گزاران هم که معلوم.
براستی چرا تاریخ ایران کشته می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه
ما به کدامیک از این دو اسلام مسلمانیم؟
دو تفسیر زیر را از اسلام بررسی و مقایسه کنید:
-1 حجه الاسلام احمد خاتمی، خطیب جمعه تهران:
وي در ادامه با استناد به برخي روايات گفت: كسي كه دستور وليفقيه را زير پا بگذارد، دستور امام معصوم را زير پا گذاشته است و مخالفت با دستور امام معصوم، مخالفت با دستور خداست.
-2 امیرالمؤمنین، مولا علی (ع)، امام اول شیعیان
و در متن عهدنامه معروف خود به مالک هشدار داد:
باید نزدیکترین وزیرانت از نظرقرب و مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ حق را به تو میزند و آنگاه که عملی از تو سر میزند که خدا از اولیائش ناخوش دارد، کمترین یاری را به تو میرساند، .. همکارانت را به جد بیاموز تا تو را ستایش و بی جهت تجلیل نکنند
* ما به کدامیک از این دو اسلام مسلمانیم؟!
قضاوت با شما...
همه چیز ما را از ما گرفته اند و با ایجاد فتنه ما را در مقابل یکدیگر قرار داده اند، نگذاریم اعتقاد و ایمان و اسلاممان را نیز از ما بگیرند و تحریف کنند
فیلترشکن های جدید
http://techfaqlist. co.cc
http://flawlessback up.co.cc
http://www.proxzone .co.cC
http://aboardenvoy. co.cc
http://centurianpro xy.co.cc
http://www.surfersa fe.co.cc
http://iamreallyche ap.co.cc
http://techfaqtunne l.co.cc
http://todayannounc ement.com
http://shiraz. bepish.com/
http://mashhad. bepish.com/
http://guitarchicks .info
http://tunnelmyip. info
http://cloakmytrace s.info
http://ismyforumdow n.com
http://www.superbyp ass.co.cc
http://largereplace ment.co.cc
بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی خطاب به مردم ایران: مراقب باشید مخالفان هنگام نابود کردن خود، به کشور شما لطمه نزنند!
"کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايی خطير در پيشرو قرار گرفته است. دستگيری كسانی چون دكتر بهشتی يك نشانه است كه از حوادثي سهمگينتر خبر میدهد. اما باطل رفتنی است و آن چيزی كه به مردم سود میرساند باقی ميماند."
به گزارش موج سبز آزادی متن کامل بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سیدعلیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است.
آنان به بند كشیده شدهاند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتادهاند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میكنند حتما به جنایاتی كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری میکردند این کار را انجام میدهید؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی میپرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کردهاید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیشرو قرار گرفته است. دستگیری كسانی چون دكتر بهشتی یك نشانه است كه از حوادثی سهمگینتر خبر میدهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی كه به مردم سود میرساند باقی میماند.
و اما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ كنید. سلسله حوادث جدیدی كه آغاز شده است به مانند دیگر تحركات كور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید كه آنها شما را تحریك نكنند و به هنگام نابودكردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اینجانب به ویژه هتك حرمتی كه از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت میگویم و از خداوند آرزومندم ضایعهای كه با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.
میرحسین موسوی
۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سهشنبه
شعورم را هم پس میگیرم.....
اول اینکه ممنونم از اینکه در کامنت هایتان مرا مورد لطف قرار دادید و امیدوارم بتوانم کاری برای جنبش سبز و همشهری های عزیزم بکنم. امشب دلم می خواهد احساسی را به شما بگویم شاید شما هم احساسی مانند من داشتید...چند روزی بود بعد از بیانیه ی مهندس موسوی نکته ای ذهنم را پر کرده بود در واقع یک احساس بود امشب زمانی شد تا آن احساسم را با شما در میان بگذارم
دوستان عزیز سمنانی!نمی دانم تا چه حد حرف من حرف شماست اما من خیلی وقت است که خسته شده ام!خسته شده ام از حرفهای بی سر و ته احمدی نژاد!از هلو گفتن و هاله ی نور تا دروغهای شاخ دارش.می دانی چقدر تشنه ی دو کلام حرف حساب بودم میدانی چقدر از حرفهای چاله میدانی رییس جمهور تقلبیم خسته شده بودم؟تشنه ی منطق و استدلال بودم تشنه ی حرفهایی بودم که به شعورم بر نخورد.تشنه ی جمله ای بودم که به آن فکر کنم.تا آن که بیانیه ی چند روز پیش آقای موسوی را خواندم.بیشتر از همیشه احساس کردم که در این 4 سال چقدر به شعور من توهین شده بود و چقدر من نیاز دارم به حرفهای عاقلانه !
حرفهای مهندس موسوی ( دقیقا بر عکس حرفهای احمدی نژاد که به فهم و شعور مردم توهین میکند) بر روی من تاثیر گذاشت،بار دیگر مهندس موسوی با زبان قلمش به من گفت تو بیشتر از آن چه که فکر میکنی میفهمی!
مهندس موسوی!از اینکه نسل مرا اراذل اوباش نخواندی و مردم مرا با نام ملت آگاه ایران خطاب کردی ممنونم.از اینکه بر عکس احمدی نژاد به من عقلانیت را درس می دهی متشکرم.از اینکه جملاتی را به کار می بری که احمدی نژاد و دار و دسته اش از حرفهایت یک کلمه هم نمی فمند ممنونت هستم.
۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه
متولد دهه ی شصت ... نسلی که ما هستیم
میرفت تا حکومت بعدی را به حکومت قبلی تحمیل کند. نسلی که در بلوای جنگ
بدنیا آمد و صدای گریه اش در هیاهوی تیر و رگبار گم شد. در میان انبوه
عکس شهدا و کاروان پیکرهای نیمه تمام مفقود الاثرها قد کشید و چندان دیده
نشد. نسل شیرخشکهای کوپنی، نسل تحریمها و تبعیضها. نسل قلکهای پول تو
جیبی برای بچههای جبهه، نسل بادبادکهای کاغذی، نسل اجبار مقنعه از شش
سالگی. نسل کتاب تاریخهای تحریفی و نصایح ناگزیر چهارصد صفحه ای امام.
نسلی که عادت کرده بود به دم نزدن از تناقصهای خانه و مدرسه . نسل چوب
دوسر نسوزی که بیست و دو بهمن ها با مدرسه به تظاهرات میرفت و تشویق میشد
و عصر همان روز تحقیر و توبیخ میشد به جرم آستینهای کوتاه و موهای وحشی
بیطاقت زیر روسری و شالها !
نسلی که ما بودیم .... نسل کم توقعی که اگر به موی سرش، به روسری و پوشش
اش ایراد نمیگرفتند میرفت که نسل سر به راهی بماند. نسلی که چیز زیادی نمیخواست،
داشت عادت میکرد به آنهمه محدودیت که تنها مهم کم و زیادش بود.
دلش به حاشیه ها گرم بود، به هر از گاهی تئاتر
شهر رفتن، کتابهای ممنوع را از دست و بال دستفروشها درو کردن و این میانه
فیلم به زبان اصلی دیدن و تحلیلهای غیر کارشناسانه.
نسلی که در به در پیتزای پیرونی میخورد و سپس تا آخر شب در گودو اظهارات
روشنفکرانه اش را لیست میکرد و بلند بلند فروغ و شاملو میخواند.
نسل بیآوازهای که میرفت تا همین چند وقتِ پیش، تمام موجودیتش به شش و
هشتهای پراکنده در ضیافتها و میهمانیهای بیخنده و دود محدود شود.. به
دلخوشیهای زودگذر که اگر آنهم نمیبود هیچ چیز دیگری هم نبود.
نسلی که رضا داده بود به تقدیرش بر زاده شدن در مختصات محدودیت و با این
حال میبالید به تاریخ کهنش و متعصب بود بر ذره ذره از خاکش. نسل ما هرچند
سرکش، اما انتظار کمی داشت. نه پول نفت را خواسته بود و نه ادعای جاه و
مقام، نه هیچ چیز دیگر. فقط خواسته بود که رئیس جمهورش را خودش انتخاب
کند و این درخواست نه خلاف شرعی بود که بارها به استناد همان محکوممان
کرده بودند، و نه خلاف قانونی که از آن دم میزدند و ما آنرا نمی دیدیم.
حالا همان نسلی که دست پرورده انقلاب بود، خس و خاشاک افتخارآفرینیست که
آمده تا بغض ۳۰ ساله ی سرزمینش را بشکند. این نسل همان اغتشاشگر نجیبیست
که میخواهد داد مظلومیت مردمانش را باز ستاند. نسل فرزندان انقلاب، که
چشم و گوش باز کرده و ترسش ریخته. همان نسلی که تا پیش از ۲۲ خرداد در
خود نمیدید رو در رویشان بایستد آنهم با دست خالی،و تنها سلاحش فریاد
الله اکبری باشد که آن را هم تاب نیاوردند.
نسل ما زنده است، نه به آرمان، نه به کمال گرایی، که زنده است به توشهای
که هیچ چیز توان بازستاندنش را ندارد. نسلی که اخبار رسانش نه بی بی سی
فارسیست و نه ضرغامی، که این نسل خودش رسانه است ... این نسل منست ! نسل
ماست. نسلی که دیگر خاموش نخواهد شد و پیوسته خود را تکرار خواهد کرد.
تفکر...........

هدف دولت چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نیاز های اساسی مردم:
نان, برنج, گوشت, میوه, مسکن, بنزین, آب, برق, گاز, خودرو, وام های بانکی
در موارد زیر دقیق شوید.لطفأ!!!!!!!!!!
1.بنزین:
سهمیه ها کاهش یابد.منتظر تشکیل گروه 5+1 برای میزان کاهش.
2. نان:
قیمت ها افزایش یابد.
3. قبوض برق, آب, گاز:
برای احتساب یارانه سقف در نظر گرفته شود نه از روی اصول بلکه از روی ضرورت.
4. مسکن(بازار فروش):
رکود محض................................
5. خودرو:
قیمت ها در خلاف جهت بازارهای جهانی.
6. اجاره مسکن:
قیمت ها در اوج وبس.
7. وام های بانکی:
بهره ها بد تر نزول.
8.گوشت(سفید وقرمز):
به قیمت جان آدمی.
9. میوه :
وارداتی بالاترین قیمت و پایین ترین کیفیت.
10. برنج:
وارداتی و بی کیفیت.
آیا موارد بالا جزء نیاز های اساسی زندگی نیست؟ شرایطی که ذکر شد حال وروز فعلی ایران است.چه کسانی مارا به این روز انداخته اند؟ افزایش 20% حقوق ها به چه قیمت؟ آیا می خواهیم به خود دروغ بگوییم؟ اینها تخریب است یا نقد؟بیان واقعیت تخریب است؟ چقدر مردم برای سران حکومتی مهمند؟ انتقاد پذیری بهتر است یا لجاجت؟ لجبازی های سیاسی مهمتر است یا تعداد افراد زیر خط فقر؟ کاردان بودن ویژگی بهتریست یا مطیع بودن؟
سعی کنید در ذهن خود به سوالات جواب دهید.بدون غرض . بدون تعصب.
پيامبر اسلام مي فرمايند:«یک ساعت تفکر بهتر است از هفتاد سال عبادت.»
اندیشه و واقع بینی پاسخ تمامی سوالات را خواهد داد.وضعیت موجود کشور ذکر شد.متأسفانه واقعیت تلخ است تلخ. کاش مانند قهوه تلخی اش تحمل کردنی بود.
کاش میشد سرنوشت از سر نوشت.بزرگی میگفت اگر میخواهی جهان را تغییر دهی خود را تغییر ده.با تغییر خود تغییر جهان آغاز خواهد شد.
و اما سوال آخر و مهم:
آیا راهکار های دولت برای حل مشکلات کشور زمین زدن قشری برای ایستادن قشر دیگر نیست؟




